king-craft معنی فارسی کشورداري سياست واژههای دیگر با معنی «کشورداري» king craft کشورداري، سياست، سياست پادشاهي civics علم کشورداري، حکومت کشوري triumvirate گروه سه تن که در مقام و کشورداري باهم اتحاد، داشتند، اتحاد سه گانه