دیکشنری فارسی

kip (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/kip/n., vi.

● (انگلیس ـ خودمانی)

● پانسیون

● بستر، تخت

● خواب

● خوابیدن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن