kiss-off
معنی کامل و مثالها
/-ôf´/n.
● (خودمانی) مرخص کردن (با تحقیر)، ((گمشو)) گویی
they better kiss off!
باید گورشان را گم کنند!
/-ôf´/n.
● (خودمانی) مرخص کردن (با تحقیر)، ((گمشو)) گویی
they better kiss off!
باید گورشان را گم کنند!
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن