kithe
معنی فارسی
اشکار ساختن اعلامداشتن اعتراف کردن معلوم شدن.
معنی کامل و مثالها
/kīth/vt., vi.
● (اسکاتلند) شناساندن، شناسا شدن، آشکار کردن یا شدن
اشکار ساختن اعلامداشتن اعتراف کردن معلوم شدن.
/kīth/vt., vi.
● (اسکاتلند) شناساندن، شناسا شدن، آشکار کردن یا شدن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن