kitling معنی فارسی بچه گربه بچه بازيگوش مانندبچه گربه خرد نا ازموده واژههای دیگر با معنی «بچه گربه» kitten بچه گربه، (بچه) زاييدن، (گربه) زاييدن catling بچه گربه، زه، چاقوي تشريح ياجراحي kittenish مانند بچه گربه، بازيگوش kit کوتاه شده کلمه kitten، بچه گربه، (بچه) زاييدن