دیکشنری فارسی

kitty (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/kit´ē/n., pl.

● (پوکر و برخی قمارهای دیگر) بانک، کاسه، پول وسط، پول‌های شرط بندی شده

● (پولی که برای هدفی گردآوری شده است) موجودی، صندوق، خزانه

● قلک، گولک

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن