دیکشنری فارسی

klutz

USklʌts

معنی فارسی

آدم دست و پا چلفتي، لش

آدم پخمه ، آدم خنگ

معنی کامل و مثال‌ها

/kluts/n.

● (خودمانی ـ امریکا)

● آدم دست و پا چلفتی، لش

● آدم پخمه، آدم خنگ

ریشه و کاربرد

ریشه

From Yiddish klots ('wooden beam'), implying clumsiness.

مثال

  • He's such a klutz, he tripped over his own feet.
  • I felt like a klutz after dropping my coffee.
  • She's a klutz in the kitchen, always spilling or breaking something.

ترکیب‌های رایج

such a klutz feel like a klutz act like a klutz

تعریف انگلیسی

noun
  1. (Yiddish) a clumsy dolt

واژه‌های دیگر با معنی «آدم دست و پا چلفتي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن