دیکشنری فارسی

knacker

معنی فارسی

کسيکه که اسبهاي ناخوش وپير راميخردوميکشد ،

يابوخر ، کهنه خر

معنی کامل و مثال‌ها

/nak´ǝr/n.

● (انگلیس)

● کسی که اسب‌های پیر را می‌خرد و گوشت آنها را به عنوان خوراک سگ می‌فروشد

● کسی که ساختمان‌های قدیمی را می‌خرد و خراب می‌کند و در و پنجره و غیره‌ی آنها را می‌فروشد، خریدار کلنگی

ریشه و کاربرد

ریشه

From Middle English 'knakken' (to crack, snap) + '-er' (agent suffix).

مثال

  • The knacker came to collect the old horse.
  • The knacker's yard was filled with animal carcasses.
  • He worked as a knacker, disposing of dead livestock.

ترکیب‌های رایج

Knacker's yard Knacker's cart Knacker's van

تعریف انگلیسی

noun
  1. someone who buys old buildings or ships and breaks them up to recover the materials in them
  2. someone who buys up old horses for slaughter

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن