knitted work معنی فارسی کش باف واژههای دیگر با معنی «کش باف» knitwork (کار) کش باف، بافته knitwear پوشاک کش باف tricot پارچه کش باف cardigan جليقه پشمي کش باف knitter بافنده، کش باف، جولاه polka پلکا، ژاکت کش باف knitting کش بافي، جوراب بافي، بافندگي