knocked down (k.d.)
معنی فارسی
تفکيک شده ، از هم جدا شده ، بازشده ،
کالاهايي که بصورت باز به مشتري داده
ميشود و خود مشتري آنرا نصب مينمايد
مانند مبلمان
تفکيک شده ، از هم جدا شده ، بازشده ،
کالاهايي که بصورت باز به مشتري داده
ميشود و خود مشتري آنرا نصب مينمايد
مانند مبلمان
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن