knurled معنی فارسی کنگره دار دندانه دار گره دار قپه دار واژههای دیگر با معنی «کنگره دار» crenate کنگره دار، دندان موشي milled کنگره دار scalloper کنگره دار کننده . indented دندانه دندانه، کنگره دار، دندان موشي nurl گره، برآمدگي، قپه jaggies دندانه ها، دندانه دار بودن، کنگره engrailed دندانه دار، داراي کنگره هاي هلالي.