kolinsky
معنی فارسی
کولينسکي خز اين جانور
معنی کامل و مثالها
/kǝ lin´skē, kō-/n., pl.
● (جانورشناسی) کولینسکی (انواع راسوهای آسیایی به ویژه گونهی روسی به نام Mustela siberica)
● خز این جانور
کولينسکي خز اين جانور
/kǝ lin´skē, kō-/n., pl.
● (جانورشناسی) کولینسکی (انواع راسوهای آسیایی به ویژه گونهی روسی به نام Mustela siberica)
● خز این جانور
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن