دیکشنری فارسی

kw

معنی فارسی

کيلووات

ریشه و کاربرد

ریشه

Abbreviation of 'kilowatt'.

مثال

  • The motor has a power rating of 5 kW.
  • The air conditioner consumes 2 kW of electricity.
  • The solar panels generate 10 kW of clean energy.

تعریف انگلیسی

noun
  1. a unit of power equal to 1000 watts

واژه‌های دیگر با معنی «کيلووات»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن