labor intensity معنی فارسی کاربري کارطلبي واژههای دیگر با معنی «کاربري» single user تک کاربري. multi user چند کاربري. S.D. مخفف جملات زير است:، مقدار کاربري (دوز) پوستي. skin dose، انحراف استاندارد. standard deviation porte-polisher وسيله دستي که يک نوک چربي را نگهداري ميکند اين، وسيله در ماشين دنداني براي کاربري خمير براق کننده و، جلا دهنده دندان بکار ميرود. sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي