دیکشنری فارسی

laborsaving

معنی فارسی

تقليل دهنده زحمت کارگر،

صرفه جويي کننده در ميزان کار.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. designed to replace or conserve human and especially manual labor “laborsaving devices like washing machines”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن