labyrinthic
معنی فارسی
پيچ درپيچ مارمانند بغرنج سربگم
مترادفها
adjective
(also labyrinthical)
Labyrinthiform, labyrinthine.
پيچ درپيچ مارمانند بغرنج سربگم
adjective
(also labyrinthical)
Labyrinthiform, labyrinthine.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن