lachrymatory
معنی فارسی
اشکي اشک آور اشک خيز اشک نگاه دار اشک دان
معنی کامل و مثالها
/-mǝ tôr´ē/adj., n., pl.
● تنگ اشک (تنگهای کوچکی که در گورهای روم باستان یافت میشود و سابقا میپنداشتند که برای گردآوری اشک عزاداران بوده است)
تعریف انگلیسی
adjective
- relating to or prompting tears “Pertains to noun: tear, tear (for: lacrimatory)”