lachrymose
UKlækrimous
معنی فارسی
گريه کن اشک ريز
معنی کامل و مثالها
/-mōs´/adj.
● پراشک، زود گریه، اهل گریه و زاری، اشکبار، زود اشک
a lachrymose old woman
پیرزنی که زود میزند زیر گریه
● غمانگیز، اشک انگیز، گریهآور، گریهناک، اشک آور
lachrymose religious songs
سرودهای پر سوز و گداز مذهبی
تعریف انگلیسی
adjective
- showing sorrow