دیکشنری فارسی

lachrymose

UKlækrimous

معنی فارسی

گريه کن اشک ريز

معنی کامل و مثال‌ها

/-mōs´/adj.

● پراشک، زود گریه، اهل گریه و زاری، اشکبار، زود اشک

a lachrymose old woman

پیرزنی که زود می‌زند زیر گریه

● غم‌انگیز، اشک انگیز، گریه‌آور، گریه‌ناک، اشک آور

lachrymose religious songs

سرودهای پر سوز و گداز مذهبی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. showing sorrow

واژه‌های دیگر با معنی «گريه کن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن