دیکشنری فارسی

lacto-

معنی کامل و مثال‌ها

/lak´tō, -tǝ/

● پیشوند:

● شیر [lactometer]

● (شیمی) اسید لاکتیک، لاکتات [lactobacillus]

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن