دیکشنری فارسی

laden (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/lād´'n/adj.

● بار شده، بارگیری شده

● گران‌بار، زیر بار (چیزی)

laden with sorrow

زیر بار غم

the tree is laden with fruit

درخت پر از میوه است.

debt-laden

زیر بار قرض

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن