laggin معنی فارسی عايق بندي آب بندي کردن آب بندي ناوها واژههای دیگر با معنی «عايق بندي» insulation defect نقص عايق بندي، نقص ايزولاسيون insulating brick آجر عايق بندي insulation loss تلف عايق بندي insulation protection حفاظت عايق بندي insulating asphalt آسفالت عايق بندي insulated cable کابل عايق بندي شده winding insulation عايق بندي سيم پيچي insulation shielding زره پوش کردن عايق بندي insulation testing apparatus دستگاه آزمايش عايق بندي، دستگاه اندزه گيري عايق بندي، عايق سنج insulation detector دستگاه آزمايش عايق بندي، آشکارساز ايزولاسيون