laid-up معنی فارسی ازکارافتاده خوابيده واژههای دیگر با معنی «ازکارافتاده» effete ازکارافتاده، پوسيده، فرسوده harridan پيرزن زشت، جنده ازکارافتاده، زن شرور disabled ناتوان، عاجز، ازکارافتاده kaput کاملا شکست خورده، منکوب، ازکارافتاده .