دیکشنری فارسی

lair

UKlɛər USlɛə

معنی فارسی

آرامگاه جانوران لانه جانور درنده جاکردن درلانه کردن خوابيدن

معنی کامل و مثال‌ها

/ler/n., vi.

● کنام، لانه‌ی جانور وحشی

...become a lair of tigers and lions

...کنام پلنگان و شیران شود

● پناهگاه، پنهانگاه، مخفیگاه، فرارگاه

the police pursued the thieves to their lair

پلیس دزدان را تا مخفیگاهشان تعقیب کرد.

● به لانه یا کنام رفتن، به پنهانگاه رفتن، لانه کردن

ریشه و کاربرد

ریشه

From Old English 'leger'.

مثال

  • The fox returned to its lair.
  • The dragon's lair was deep within the mountain.
  • The villain retreated to his secret lair.

ترکیب‌های رایج

Secret lair Animal's lair Dragon's lair Hidden lair

تعریف انگلیسی

noun
  1. the habitation of wild animals

مترادف‌ها

noun
Couch (of a beast), resting place.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن