lair
معنی فارسی
آرامگاه جانوران لانه جانور درنده جاکردن درلانه کردن خوابيدن
معنی کامل و مثالها
/ler/n., vi.
● کنام، لانهی جانور وحشی
...become a lair of tigers and lions
...کنام پلنگان و شیران شود
● پناهگاه، پنهانگاه، مخفیگاه، فرارگاه
the police pursued the thieves to their lair
پلیس دزدان را تا مخفیگاهشان تعقیب کرد.
● به لانه یا کنام رفتن، به پنهانگاه رفتن، لانه کردن
ریشه و کاربرد
ریشه
From Old English 'leger'.
مثال
- The fox returned to its lair.
- The dragon's lair was deep within the mountain.
- The villain retreated to his secret lair.
ترکیبهای رایج
Secret lair Animal's lair Dragon's lair Hidden lair
تعریف انگلیسی
- the habitation of wild animals
مترادفها
noun
Couch (of a beast), resting place.