lake (1)
معنی کامل و مثالها
/lāk/n.
● دریاچه
Lake Urumiah
دریاچهی ارومیه
the lake behind Karaj Dam
دریاچهی پشت سد کرج
● (نفت یا گدازه و غیره) آب انباشت، استخر
a lake of hardened lava
دریاچهای از گدازهی سفت شده
/lāk/n.
● دریاچه
Lake Urumiah
دریاچهی ارومیه
the lake behind Karaj Dam
دریاچهی پشت سد کرج
● (نفت یا گدازه و غیره) آب انباشت، استخر
a lake of hardened lava
دریاچهای از گدازهی سفت شده
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن