lake (2)
معنی کامل و مثالها
/lāk/n.
● (از ریشهی فارسی)
● لاک (رنگدانهی قرمزی که از حشرهای بهنام cochineal از تیرهی Dactylopiidae بهدست میآید)
● (رنگ) قرمز تیره، لاکی
● (رنگرزی) ثبات، پایاگر
/lāk/n.
● (از ریشهی فارسی)
● لاک (رنگدانهی قرمزی که از حشرهای بهنام cochineal از تیرهی Dactylopiidae بهدست میآید)
● (رنگ) قرمز تیره، لاکی
● (رنگرزی) ثبات، پایاگر
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن