laky معنی فارسی درياچه اي درياچه وار معنی کامل و مثالها /lāk´ē/adj.● (از ریشهی فارسی) قرمز، لاکی واژههای دیگر با معنی «درياچه اي» lacustrine درياچه اي، درياچه زي، درياچه رو limnetic درياچه اي lake0dwelling خانه درياچه اي، که درزمانهاي پيش ازتاريخ روي تيرهاي درته، دريافرومي کرد pedon ته زي درياچه اي lacustrine limestone سنگ آهک درياچه اي lacustrine sediment ته نشست درياچه اي water sky لکه هاي درياچه اي شکل در داخل ابرها، شکل انعکاس تصوير درياچه ها روي ابر lacustrine animals دوره اي که روي درياچه ها خانه مي ساختند