دیکشنری فارسی

lam (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/lam/n., vi.

● (امریکا - خودمانی)

● فرار ناگهانی (به‌ویژه از زندان)، گریز

● فرار کردن، گریختن، به چاک زدن

let's lam out of here!

بیا از این‌جا جیم شویم‌!

* on the lam

در حال فرار (به‌ویژه از دست پلیس)، فراری

he has been on the lam for two years

دو سال است که فراری است.

* take it on the lam

فرار کردن، به‌چاک زدن

he took it on the lam during a prison riot

هنگام شورش در زندان زد به‌چاک.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن