lam (2)
معنی کامل و مثالها
/lam/n., vi.
● (امریکا - خودمانی)
● فرار ناگهانی (بهویژه از زندان)، گریز
● فرار کردن، گریختن، به چاک زدن
let's lam out of here!
بیا از اینجا جیم شویم!
* on the lam
در حال فرار (بهویژه از دست پلیس)، فراری
he has been on the lam for two years
دو سال است که فراری است.
* take it on the lam
فرار کردن، بهچاک زدن
he took it on the lam during a prison riot
هنگام شورش در زندان زد بهچاک.