دیکشنری فارسی

lame duck

معنی فارسی

عليل وناتوان ، از کار افتاده .

معنی کامل و مثال‌ها

از کار افتاده، بیچاره، زهوار در رفته، بی‌اثر

(امریکا) رئیس جمهور یا نماینده‌ای که در انتخابات اخیر شکست خورده ولی دوره‌ی تصدی او هنوز تمام نشده، شخص منتخبی که دوره‌ی تصدی او در شرف اتمام است

ریشه و کاربرد

Noun

An ineffective or ineffectual person or thing.

ریشه

Originally an 18th-century stock market term for a defaulting speculator.

مثال

  • He's a lame duck president.
  • The company has become a lame duck in the industry.
  • The project turned out to be a lame duck.

ترکیب‌های رایج

Lame duck president Lame duck session Lame duck company

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن