land surveyor معنی فارسی نقشه بردار واژههای دیگر با معنی «نقشه بردار» rodman کمک نقشه بردار، کمک مساح. wall paper کاغذ ديواري (نقشه بردار) field book دفترچه يادداشت نقشه بردار topographer موضع نگار، نقشه بردار surveyor زمين پيما، مساح، نقشه بردار