landing-place معنی فارسی فرودگاه ، اسکله ، پاگرد ، صفه ميان دو رديف از پلکان واژههای دیگر با معنی «فرودگاه» halting-place فرودگاه، ايستگاه، توقف گاه landing-stage فرودگاه، اسکله، بارانداز air field فرودگاه airfield فرودگاه jetport فرودگاه airport فرودگاه . landing field فرودگاه . air strip باند فرودگاه، باند فرود يا پرواز alternate aerodrome فرودگاه يدکي، منطقه فرود يدکي bingo field فرودگاه يدکي، فرودگاه اضطراري