دیکشنری فارسی

landlady

UKlændleidiː US'lænd'leıdı

معنی فارسی

زن مهمانخانه دار زن صاحب ملک ميزبان.

معنی کامل و مثال‌ها

/land´lād´ē/n., pl.

(زن) صاحبخانه، مالک، موجره

(زن) مسافرخانه‌دار، مدیر پانسیون، سرپرست خوابگاه

واژه‌های دیگر با معنی «زن مهمانخانه دار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن