landlady
UKlændleidiː
US'lænd'leıdı
معنی فارسی
زن مهمانخانه دار زن صاحب ملک ميزبان.
معنی کامل و مثالها
/land´lād´ē/n., pl.
● (زن) صاحبخانه، مالک، موجره
● (زن) مسافرخانهدار، مدیر پانسیون، سرپرست خوابگاه