دیکشنری فارسی

landward

UKlændwəd US'lændwəd

معنی فارسی

رو بخشکي

معنی کامل و مثال‌ها

/land´wǝrd/adv., adj.

● به سوی خشکی، زمین‌سوی (landwards هم می‌گویند)

تعریف انگلیسی

adverb
  1. toward land “landward, miles of rough grass marshes melt into low uplands”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن