language translator معنی فارسی مترجم زبان واژههای دیگر با معنی «مترجم زبان» binding time هنگام انقياد، زمان انقياد، مرحله اي که در آن مترجم شکل زبان ماشين cbasic يک کامپايلر مشهور زبان برنامه نويسي که، بسيار سريعتر از مترجم BASIC مي باشد