دیکشنری فارسی

languidness

UKlæŋgwidnəs

معنی فارسی

بيحالي سستي بي حالتي کندي بيروحي

مترادف‌ها

noun
1. Languer, faintness, feebleness, lassitude.
2. Dulness, listlessness, heaviness, heartlessness.

واژه‌های دیگر با معنی «بيحالي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن