دیکشنری فارسی

lapidary

UKlæpidəriː US'læpə'derı

معنی فارسی

جواهر تراش گوهرتراش گوهر شناس جواهري سنگ تراش حجار

معنی کامل و مثال‌ها

/lap´ǝ der´ē/adj., n., pl.

گوهر تراش (کسی که سنگ جواهر را می‌تراشد و حک می‌کند و جلا می‌دهد)

هنر گوهر تراشی

گوهرشناس، جواهرشناس (lapidarist هم می‌گویند)

وابسته به گوهر تراشی یا گوهر شناسی

حک شده (بر سنگ یا جواهر)، نگاشته شده بر سنگ قبر

کوتاه و زیبا (مثل نوشته‌ی روی سنگ قبر)، موجز و سلیس

تعریف انگلیسی

adjective
  1. an expert on precious stones and the art of cutting and engraving them
  2. a skilled worker who cuts and engraves precious stones “the ring is of no lapidary value"- Lord Byron” “lapidary art” “Pertains to noun: gemstone”

مترادف‌ها

noun
Lapidist.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن