largehearted معنی فارسی سخاوتمند گشاده دست بزرگوار معنی کامل و مثالها /-härt´id/adj.● سخاوتمند، گشاده دست، بزرگوار واژههای دیگر با معنی «سخاوتمند» openhanded گشاده دست، سخاوتمند، بخشنده large hearted همدرد، مساعد، سخاوتمند openhearted رک، رکگو، بيشيله پيله