larvated معنی فارسی پوشيده نقاب دار پنهان واژههای دیگر با معنی «پوشيده» occult پوشيده، نهان، پنهان recondite پوشيده، نهان، مرموز cryptographic پوشيده، رمزي shod کفش پوشيده، گل الود، نعل کفش. snow clad برف پوشيده، پر برف، برف پوش hiddenly پوشيده وار، بطورپنهان snow-clad برف پوشيده، پربرف cryptogenic پوشيده سبب cryptogenous پوشيده سبب cryptonimous پوشيده نام