دیکشنری فارسی

latchkey

UKlætʃkiː US'lætʃ'ki:

معنی فارسی

کليد درخانه ، کليد کلون در.

وابسته به کودکاني که پس از آمدن از مدرسه در

خانه تنها هستندچون والدين آنها

شاغلاند

معنی کامل و مثال‌ها

/lach´kē´/n., adj.

● کلید قفل در، کلید چفت در (به‌ویژه در ورودی)، کلید کلون

● وابسته به کودکانی که پس از آمدن از مدرسه در خانه تنها هستند چون والدین آنها شاغل‌اند

ریشه و کاربرد

ریشه

From 'latch' (a device for keeping a door or gate closed) + 'key'.

مثال

  • She always wore her latchkey around her neck.
  • Latchkeys are commonly given to children who need to let themselves into their homes.
  • The latchkey jingled in his pocket as he walked home from school.

ترکیب‌های رایج

Carry a latchkey Use a latchkey Give a latchkey to someone Let oneself in with a latchkey

تعریف انگلیسی

noun
  1. key for raising or drawing back a latch or opening an outside door

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن