دیکشنری فارسی

lay (3)

معنی کامل و مثال‌ها

/lā/adj.

● مردم غیر معمم یا غیر روحانی (در برابر: روحانی یا کشیش clergy)، غیر کشیش

● غیرمتخصص، ناویژه کار، غیرحرفه‌ای

a legal handbook for lay readers

کتاب دستی (یا کتاب راهنما) حقوقی برای خوانندگان نا آشنا به حقوق

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن