دیکشنری فارسی

lead (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/led/n., adj., vt.

● سرب (نشان آن: Pb، وزن اتمی: 207/19، عدد اتمی: 82، نقطه‌ی گداز: 327/4c، نقطه‌ی جوش: 1770c)

● هر چیز سربی: شاقول، ژرفاسنج (گوی سربی متصل به ریسمان)

● (انگلیس) آردواز سربی، سوفال سربی، بام‌پوش سربی

● گلوله، پرتابه

● مغز مداد

● سربی

lead pipes

لوله‌های سربی

● با سرب پوشاندن، وزنه سربی زدن به، سرب‌دار کردن

● (سفالگری) لعاب سربی زدن به

● (چاپ) میله‌ی سربی (برای فاصله‌گذاری و ستون‌بندی)، دارای میله‌ی سربی کردن

● (پنجره‌های رنگارنگ زینتی) سرب که با آن دور شیشه را می‌گیرند (مانند بتونه)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن