دیکشنری فارسی

leather

UKleðər US'leðə

معنی فارسی

چرم بند چرمي قيش قايش چرم گذاشتن سخت کار کردن چرمين

معنی کامل و مثال‌ها

/leth´ǝr/n., vt., adj.

● چرم، پرنداخ، سختیان، تیماج

this coat is made of leather

این پالتو از چرم ساخته شده است.

● هر چیز چرمی یا ساخته شده از چرم، تسمه‌ی چرمی، شلاق

● پره‌ی گوش سگ

● چرمی، چرمین

a leather belt

کمربند چرمی

leather gloves

دستکش‌های چرمی

● چرمی کردن، چرم‌پوش کردن

beautifully leathered chairs

صندلی‌هایی که به‌طور زیبا چرم‌پوش شده‌اند.

● (عامیانه) شلاق زدن، تازیانه زدن

they leathered the answer out of him

با شلاق جواب را از او در کشیدند.

ریشه و کاربرد

ریشه

The word 'leather' comes from the Old English word 'leðer', which is derived from the Proto-Germanic word 'lethran'.

مثال

  • He bought a new leather jacket.
  • The shoes are made of genuine leather.
  • The sofa is upholstered in fine Italian leather.

تعریف انگلیسی

verb
  1. an animal skin made smooth and flexible by removing the hair and then tanning
  2. whip with a leather strap “Somebody ----s somebody”

واژه‌های دیگر با معنی «چرم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن