دیکشنری فارسی

leathery

UKleðəriː US'leðərı

معنی فارسی

چرمي چرم نما پي مانند سفت

معنی کامل و مثال‌ها

/-ē/adj.

● مانند چرم (از نظر نما یا محکمی یا زبری)، چرمی، چرمسان، سفت، چغر

an old man with leathery, sunburnt skin

پیرمردی با پوست چرم مانند و آفتاب زده

تعریف انگلیسی

adjective
  1. resembling or made to resemble leather; tough but pliable

مترادف‌ها

adjective
Tough, coriaceous.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن