leathery
UKleðəriː
US'leðərı
معنی فارسی
چرمي چرم نما پي مانند سفت
معنی کامل و مثالها
/-ē/adj.
● مانند چرم (از نظر نما یا محکمی یا زبری)، چرمی، چرمسان، سفت، چغر
an old man with leathery, sunburnt skin
پیرمردی با پوست چرم مانند و آفتاب زده
مترادفها
adjective
Tough, coriaceous.