leech (1)
معنی کامل و مثالها
/lēch/n., vt., vi.
● (قدیمی) پزشک، حکیمباشی
● (جانورشناسی) زالو، دیوه (زیر ردهی Hirudinea بهویژه Hirudo medicinalis که در پزشکی قدیم برای خونگیری کاربرد داشت)
● (مجازی) مفتخور، انگل
● (با: onto) انگل کسی شدن، (مثل زالو) به کسی چسبیدن، (با سماجت) تلکه کردن
she is going to leech on to Javad
او مثل زالو به جواد خواهد چسبید.
● (مهجور) درمان کردن، شفا دادن
● زالو (بر کسی) نشاندن، (با زالو) خونگیری کردن
to leech a boil
زالو بر کورک نشاندن