دیکشنری فارسی

leeway

UKliːwei US'li:'weı

معنی فارسی

يکبرشدن کشتي بان سو که از باد در پناه است ،

حرکت يکبري انحراف

معنی کامل و مثال‌ها

/lē´wā´/n.

● (هواپیما و کشتی) انحراف از مسیر در اثر باد، کجراهی

● (عامیانه) آزادی عمل

the new law has reduced the merchants' leeway

قانون جدید آزادی عمل بازرگانان را کم کرده است.

* make up leeway

(انگلیس - عامیانه) وقت از دست رفته را جبران کردن، عقب افتادگی را جبران کردن

ریشه و کاربرد

ریشه

From lee (shelter) + way (a course or direction).

مثال

  • The project allows some leeway for creativity.
  • She gave him leeway to make his own decisions.
  • The company provides employees with leeway in their work schedules.

ترکیب‌های رایج

Allow leeway Provide leeway

تعریف انگلیسی

noun
  1. (of a ship or plane) sideways drift
  2. a permissible difference; allowing some freedom to move within limits

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن