left about turn معنی فارسی عقب گرد واژههای دیگر با معنی «عقب گرد» deiwro dora عقب گرد، ديرو دورا (تکواندو) right about عقب گرد right-about عقب گرد rollback عقب گرد. face about عقب گرد کردن، عقب گرد، فرمان عقب گرد counter march تغيير جهت نيروي نظامي، عقب گرد، عقب گرد کردن about درباره، گرداگرد، پيرامون