leg-of mutton معنی فارسی سه گوش (مانند ران گوسفند) واژههای دیگر با معنی «سه گوش» triangular سه گوش، (بشکل) مثلث، سه جانبه three cornered سه گوش، سه گوشه three-cornered سه گوش d. leaf برگ سه گوش penon پرچم سه گوش، قلاب، پرچم دم چلچله اي. three-square file سوهان سه گوش oxygon سه گوش تند گوشه Triangulum استارگان سه گوش d. muscle ماهيچه سه گوش شانه، عضله دالي tringular planar molecule مولکول سه گوش مسطح