دیکشنری فارسی

legation

UKligeiʃən

معنی فارسی

سفارت سفارتخانه نمايندگي ايلچي گري

معنی کامل و مثال‌ها

/li gā´shǝn/n.

● سفارت، سفارتخانه (اهمیت آن از embassy کمتر است)

● کارمندان سفارتخانه

● محل سفارت، ادارات سفارتخانه

تعریف انگلیسی

noun
  1. the post or office of legate
  2. a permanent diplomatic mission headed by a minister

مترادف‌ها

noun
Embassy, deputation, body of diplomatists.

واژه‌های دیگر با معنی «سفارت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن