leggy
UKlegiː
US'legı
معنی فارسی
پادراز پابلند لندوک
معنی کامل و مثالها
/leg´ē/adj.
● دارای پاهای زشت و دراز، لنگ دراز
a leggy colt
کره اسب پا دراز
● (عامیانه) دارای پاهای بلند و قشنگ، خوش پر و پاچه
a leggy girl
دختر خوش پر و پاچه
● (عامیانه - گیاه شناسی) دارای ساقهی بلند و برگهای دور از هم
a leggy plant
گیاه ساقه بلند و کمبرگ
ریشه و کاربرد
ریشه
The word 'leggy' is derived from the noun 'leg'.
مثال
- The model had a leggy appearance on the runway.
- The foal had long, leggy limbs.
- She wore a leggy dress to showcase her elegant legs.
ترکیبهای رایج
Leggy appearance Leggy physique Leggy dress Leggy model
تعریف انگلیسی
adjective
- (of plants) having tall spindly stems
- having long legs