دیکشنری فارسی

legislator

UKledʒisleitər US'ledʒəs'leıtə

معنی فارسی

مقنن واضع قانون آيين ساز شارع عضو هيئت مقننه

معنی کامل و مثال‌ها

/-lāt´ǝr, -lā´tôr´/n.

● قانونگذار، مقنن، نماینده‌ی مجلس شورا (یا پارلمان)، عضو هیات مقننه

تعریف انگلیسی

noun
  1. someone who makes or enacts laws

مترادف‌ها

noun
Lawgiver, lawmaker.

واژه‌های دیگر با معنی «مقنن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن