دیکشنری فارسی

lemma (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/lem´ǝ/n., pl.

● (منطق و ریاضی) گزاره‌ای که درست فرض می‌شود (و بر مبنای آن صحت قضیه‌ای را اثبات می‌کنند)، ماخوذات، پیشدید، لم

● عنوان یا موضوع انشا یا فهرست واژه‌ها، فرنام، سرنامه

● واژه‌ای که در فهرست وارد شده است

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن